می بینند...

۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

پس .... پست مدرن !


خدا هست که ما هستیم وگرنه ما نبودیم، پس................. خدا هست

وقتی کسی شما،کار شما را نفهمد شما پست مدرن هستید، و وقتی شما نیز در جای خود کسی را نفهمید نیز شما پست مدرن هستید. این شامل همه چیز می شود، همچون که آسمان نیز شامل زمین می شود.

پست مدرن یک مکتب نیست یا حداقل تا به اینجا یک مکتب نیست، بیشتر یک جریان فکری* است. جریان فکری ای از پیش تعیین نشده اما دارای مبداً فکری در واقع اینگونه نیست که تراکم فکری و به اصطلاح نویسندگان پرت و پلا های خود را در قالب علم و هنر قرار دهید، همانطوری که دادائیسم* مدتی سخت پیرو اینچنین نظریه ای بود. پست مدرن جریانی همچون یک رود تازه راه افتاده می ماند که مبداً آن و همچنین جریان کلی ان از قبل قابل شهود است (البته شهود آن بیشتر برای خالق اثر میسر است). و این رود تاًثیر می گذارد، تکرار جمله قبل برای درک کامل موضوع الزامیست. در واقع همچون دادائیسم یا سبکهای دوره ای* هنری تخلیه ی نابسامان فکری-روحی نیست بلکه جریانیست برای حجت کلام خالق اثر.


در اولین گام پست مدرن در مقابله با مدرنیته پا به عرصه گذاشت. در مقابل روشنفکری بیش از حد و ادعاهای پوچ مدرنیته بود که راهی برای خاص نگاه کردن منظور باز شد. این خاص نگری ، صادقانه یا عارفانه یا نقادانه نگری نیست بلکه دقیقا ً خاص نگری است، نگاهی به واقعیت برتر یا همانhyper-reality.

نگاه به واقعیت برتر یعنی چه؟


نه نگاهی به جنبه ی متافیزیکی ! پست مدرن نگاهی به چشم انداز کلی ، ابزارهای جزء می کند. حتی تلویزیون نیز در نگاه پست مدرن ابزاریست جزء. جزء نه به معنای کوچک بودن زیرا تلویزیون رسانه ای عظیم است لیک مسیر برنامه های جزءای و تهی آن و به قول فوکو* "خالی از تهی آن" به دنبال جستاری برای رسیدن به مقصود عظیم خود است. نگاه پست مدرن به چنین ابزاری قالباً اینگونه است : تکامل تصویر و نمایش آن برای نشان دادن تصویر بعدی، قصد همین است و بست.

وقتی مجری می گوید: می توانید تلویزیون مارا همیشه نگاه کنید هیچ وقت خسته نمی شوید!


آری شما هیچ وقت خسته نمی شوید زیرا ذهن شما آکنده از تصاویر مختلف شده است در حالی که خود تکنسین تلویزیون هم نمی تواند مرزی برای چنین تصاویری پیدا کند. تصاویری که هر کدام تصویر بعد را نشانه رفتند.
مقابله ای در کار نیست فقط ، جز به کلی ساده مدرنیته را زیر سوال می برد.
اما این فقط نگاه است و این نگاه در یک تابعی به نام تابع پست مدرن به خلق اثر می پردازد.

خط خطی های بالا شرح کل موضوع نیست هیچ خود موضوع هم نیست، قصد فقط باز کردن راه نوشتن و خواندن شما بود.

هر نظری، نقدی، مقاله ای را پذیرا هستم پس هستم ! و حاظر به نمایش آن در این وبلاگ .
جریان فکری : شیوه ی اتخاذ شده بیان سبک، همچون پوچ گرایی ، مثلاً در خلق اثار رئال (مارکز(گاهی اوقات)) یا در خلق اثار سوررئال (اثاری چون مسخ کافکای نویسنده) - گرایش در مکتب - پیشینه ی فکری خود مکتب !

دادائیسم: مکتبی برای بی معنایی و نه چند معنایی،بی دلیل و مهمتر بی منطق، این گرایش منتقدان این مکتب نیست بلکه خالقان اثار دادا به بی منطقی انها افتخار می کنند (همچون فیلم انتراکت یا باله ی مکانیکی)

سبک های دوره ای : همچون مکاتب یکشنبه - مکتب ندیده - نبی ها - نقاشان تجزیه گرا (پوانتیلیزم) - سمبلیسم و .... (در آینده تمامی مکتب ها را به اختصار توضیح می دهم)

فوکو : به خاطر نظریات عمیق و دیدگاه انقلابی درباره جامعه ، سیاست و تاریخ از سرشناسترین متفکران قرن بیستم محسوب می‌شود. همچنین فوکو جزو رهبران نظری پسا ساختگرایی محسوب می‌شود

افروخته از ذهن رسول رحمان زاد

۴ نظر:

  1. Navid Ezzati: پست مدرن جریانی همچون یک رود تازه راه افتاده می ماند که مبداً آن و همچنین جریان کلی ان از قبل قابل شهود است
    In jome bayangare ye tarife kamelan dorost az postmodenre be shoma aghaye rahman zade be khatere in darko fahm tabrik migam.

    پاسخ دادنحذف
  2. I didn't get it, so it was totally post modern, Rock on man.

    پاسخ دادنحذف
  3. خیلی مفید بود لطفا بازم ادامه بده

    پاسخ دادنحذف
  4. نظرت در مورد این جریان به چیزی که من در موردش فکر میکنم- تا اینجا، توی این متن - خیلی نزدیکه. تاکید منم روی این جمله ست که - شهود آن بیشتر برای خالق اثر میسر است - .
    به نظرم خاص نگری یا همون نگاهی به واقعیت برتر میتونه شاعرانه یا عارفانه باشه - به هر حال نگاه خاص باید معلوم باشه که چطور نگاهیه. به نظرم نگاه شاعرانه انسان رو به تکامل خوبی میرسونه و درک خوبی از این واقعیت برتر به انسان میده. در کل میتونیم در موردش با هم زیاد حرف بزنیم.
    جمله ی جریانیست برای حجت کلام خالق اثر رو بازش کنی بهتره.

    پاسخ دادنحذف